الملا فتح الله الكاشاني
294
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه رازق على الاطلاق او سبحانه است نه آدميان * ( يَقُولُونَ ) * ميگويند اهل نفاق يعنى ابن ابى و كسانى كه تابع اويند در اقوال و اعمال * ( لَئِنْ رَجَعْنا ) * اگر باز گرديم ما از اين سفر * ( إِلَى الْمَدِينَةِ ) * بسوى مدينه طيبه * ( لَيُخْرِجَنَّ الأَعَزُّ ) * هر آينه بيرون كند عزيزتر * ( مِنْهَا الأَذَلَّ ) * از مدينه خوارتر را مراد ابن ابى از اعز نفس احسن او بود و از آن لفظ ديگر اشرف و اكمل مخلوقات عليه افضل التسليمات پس حق سبحانه رد قول او نموده فرمود كه * ( وَلِلَّه الْعِزَّةُ ) * و مر خداى راست عزت قدرت و ربوبيت * ( وَلِرَسُولِه ) * و مر رسول او را عز نبوت و شفاعت يا عز اعلاى دين او بر ساير اديان بفتح و نصرت * ( وَلِلْمُؤْمِنِينَ ) * و مر گرويد - گان را عز ايمان و طاعت يا عز خلود ايشان در جنت هم چنان كه مذلت و هوان مر شياطين راست و اتباع ايشان از كافران و منافقان و گويند عز خدا پنج است عز ملك و بقا و عز عظمت و كبرياى و عز بذل و عطا و عز جلال و بهاء و عز رفعت و علا و عز رسول نيز پنج است عز سبق و ابتدا و عز اذان و نداء و عز قدم صدق بر انبيا و عز اجتباء و اصطفاء و عز ظهور بر اعدا و عز مؤمنان نيز پنج است عز تاخير كه نحن الاخرون السابقون و عز تيسير كه وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ و يُرِيدُ اللَّه بِكُمُ الْيُسْرَ و عز تبشير كه و بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّه فَضْلًا كَبِيراً و عز توقير كه وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ و عز تكثير كه ( انكم اكثر الامم ) و وجه توفيق ميان اين آيه و آيه فَلِلَّه الْعِزَّةُ جَمِيعاً آنست كه عز رسول و مؤمنان از او سبحانه فيضان نموده پس فى الحقيقه جميع عزت از جناب احديت است و مستحق عزت بحسب ذات او است نه غير او مرويست كه مردى حضرت حسن بن على بن ابى طالب صلوات اللَّه و سلامه عليه را گفت كه مردمان در تو گمان تيه و كبر مىبرند فرمود كه آن كبر نيست بلكه عز است پس اين آيه تلاوت فرمود از امام جعفر صادق ( ع ) روايتست كه پيوسته ميگفتى كه من مثلى و رب العرش معبودى مانند من كيست كه آفريدگار عرش معبود منست و من مثلى و انت لى و مثل من كيست كه تو خداوند و پروردگار منى و بعضى گفتهاند كه عز خدا بولايت است كه هنالك الولاية اللَّه الحق و عز رسول بكفايت كه إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ و عز مؤمنان بعلو رفعت كه وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ * ( وَلكِنَّ الْمُنافِقِينَ ) * و ليكن منافقان تيره ضمير * ( لا يَعْلَمُونَ ) * نمىدانند و در نمىيابند حقيقة عزت و حقيت آن را و به جهت فرط ضلالت و جهالت مظنه ايشان آنست كه عزت مر ايشانراست و بعد از بيان احوال منافقان خطاب باهل ايمان كرده ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد * ( لا تُلْهِكُمْ ) * بايد كه مشغول نگرداند شما را * ( أَمْوالُكُمْ ) * مالهاى شما * ( وَلا أَوْلادُكُمْ ) * و نه فرزندان